Skip to content
kh slide show
نقش دهید! PDF چاپ نامه الکترونیک
نوشته شده توسط همفکری دات کام   
پنجشنبه ۰۲ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۷:۵۸

طبق معمول همیشگی کارهایی را به پرسنل ارجاع می دهید. شما وظیفه یا فعالیت خاصی را به آنها واگذار می کنید و برایشان تشریح می کنید که چه چیزی از آنها می خواهید. آنها توجیه می شوند و انجام فعالیت وگذار شده را شروع می کنند. پس از مدت زمان خاصی کار را به شما تحویل می دهند. اما مشکلی که وجود دارد این است که کار انجام شده هنوز نیاز به اصلاح و تکمیل مجدد دارد. مجددا باید ابعاد کار را برای آنها توضیح دهید. احساس می کنید آنها نسبت به آنچه شما می خواهید توجیه نشده اند. در فکر فرو می روید که چگونه بتوانم آنها را توجیه کنم که چه می خواهم. اما باز هم انگار فاصله وجود دارد بین آنچه آنها انجام می دهند و آنچه شما می خواهید. بالاخره کار انجام می شود. اکنون باید مرحله بعدی کار را شروع کنید. مجددا باید نحوه انجام کار را برای آنان تشریح کنید و همان مراحل قبل مجددا طی شود تا به نتیجه برسد. این فرایند همواره شما را آزار می دهد. از طرفی ممکن است پرسنل را هم خسته کرده باشد. حال چاره چیست؟

به نظر می آید توضیحات و توجیهات مختلف شما برای پرسنل برای این است که شما فقط بخشی از کار را به آنها واگذار می کنید. در واقع شما تصویری از کل کار در نظر دارید اما فقط بخشی از کار را به آنها می سپارید. این باعث آزار طرفین می شود. چرا که آنها تصویر جامعی از کار در نظر ندارند و چه بسا دلیل انجام آن و اهداف مورد انتظار را نمی دانند. شما لزومی برای ارائه توضیح نمی بینید چونکه خود می دانید که چه می خواهید. اما این برای پرسنل کافی نیست. لازم است تصویر درستی از فعالیت انجام شده و فلسفه وجودی آن داشته باشد.

پیشنهاد همفکری دات کام :

به جای واگذاری وظیفه به افراد، به آنها نقش واگذار کنید

در اینجا لازم است تفاوت وظیفه و نقش بیشتر توضیح داده شود. نقش، بخشی از کار است که به تنهایی کامل است. یعنی فلسفه وجودی و اهداف خود را در درون خود دارد. نقش مانند انتظار کلی شما از فعالیت است. در نقش مراحل انجام کار کاملا روشن نیست اما انتظارات و دلیل آنها روشن است. نقش در ذات خود دارای شخصیت است. نقش روتین نیست بلکه انجام آن چالش پذیر است. نیاز به فکر کردن و خلاقیت دارد. در نقش به جای اینکه وظیفه ای مشخص را از فرد بخواهید، بخش با معنی از کار را که دارای ابتدا و انتهای مشخص و دستاورد روشن است به فرد واگذار می کنید. در این حالت فرد می داند که هدف از کار چیست و نقش او در کجای پروژه یا فرایند قرار دارد. در اینجاست که به جای اینکه در مورد وظیفه مشخص خود بیاندیشد، در فکر این است که با چه روشی نقش واگذار شده را به نحوه خوبی انجام دهد. ممکن است در جاهایی خود تصمیم بگیرد که چگونه کار را انجام دهد. بدون اینکه شما دقیقا برایش توضیح دهید. چراکه نقش او معنی دارد. ابتدا و انتها دارد. دستاورد مشخص دارد و بخش با معنا از فرایند را تشکیل می دهد. اگر بخواهیم وظیفه را بخشی از فرایند در نظر بگیریم آنگاه می توان گفت نقش کمی قبل از آن شروع می شود و کمی بعد از پایان می یابد. یک پایان معنادار و با دستاورد مشخص. اهداف روشن دارد اما روش انجام کاملا روشنی ندارد. هنگامی که به افراد نقش واگذار می کنیم، انجام کار برای آنها معنای بیشتری خواهد داشت چراکه نقش خود را می دانند. در این حالت فرد فقط منتظر روش تعیین شده از طرف شما نیست بلکه خود نیز سعی خواهد کرد روشی برای انجام آن پیدا کند.

دقت کنید : واگذاری نقش به افراد به معنای رها کردن آنها نیست. نقش را به افراد واگذار کنید و همزمان اختیارات لازم و انعطاف عمل را به آنها دهید. اعتماد کنید اما آنها را رها نکنید چراکه انجام وظایف چالشی نیاز به راهنمایی و همیاری دارد. در اینجا شما وظیفه دیگری دارید :

در انجام نقش به آنها یاری دهید

هنگامی که با چالش نقش خود روبرو می شوند در کنار آنها باشید و در رفع چالش به آنها یاری دهید. پس از مدتی آنها مهارت های حل مسائل را یاد خواهند گرفت و شما بازیگران ماهرانی خواهید داشت. دیگر مدام مجبور به توجیه آنها نخواهید بود. بلکه در هدایت آنها در نقش خود کمک خواهید کرد.

همفکری دات کام را یکجا ببینید

آخرین به روز رسانی در جمعه ۰۳ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۳۹
 

اشتراک همفکری دات کام

آدرس ایمیل

Delivered by FeedBurner

وب گردی همفکری

ارزش افزوده برای وب گردی روزانه همفکری

RSS

آمار و ارقام

اعضا : 1
محتوا : 35
پیوندها : 6
بازدیدهای محتوا : 187416

آرشیو مطالب